جهت مقدمه
بحث، نگرشي داريم به تحولاتي كه در يكي دو دهه اخير در صنعت بستهبندي اتفاق
افتاده است. تمام صنايع در تلاش هستند كه پيشگام باشند و جلو بروند. سردمدار و
طلايهدار همه آنها، صنعت بستهبندي است.
امروزه
هركس قصد ورود كالايي به بازار را داشته باشد چه با شكل و شمايل جديد و يا
حـرفـي تازه براي گفتن، قطعاً علاوه بر خود محصول و محتواي كالا حتماً به
بستهبندي هم فكر ميكند. چه محصولات اصلي و چه محصولات فرعي كه در طول يكي
دو دهه اخير توليد شدهاند.
همان طور كه
ميدانيم خيلي از بستهبنديهاي معمول و متعارف اسنكها عـوض شـده اسـت. اگـر
بـه خـاطـر داشته باشيد پانزده تا بيست سال پيش ما بستهبندي اسنكهاي معمولي
را به اين صورت نداشتيم. اغلب بستهها شفاف، غير قابل تزريق گاز و غير قابل
مات شدن بودند. اين به عنوان محصول فرعي بود اما خيلي از محصولات به عنوان
محصول اصلي مثل حبوبات، قند و شكر هم بصورت فله عرضه ميشدند. در صورتي كه
امروزه پيدا كردن آنها به صورت فله سختتر مـيبـاشد. خيلي از محصولات
پروتئيني به صورتي كه امروزه عرضه ميشوند حضـور نـداشتنـد. شـايد اگر امروز ما
انواع ناگتهاي مرغ، گوشت، همبرگر را ميبينيم به دليل كمكي است كه صنعت
بستهبندي به آنها كرده است. انواع غذاهاي آماده، انواع ساندويچها با
برندهاي مختلف در بازاركه فرآيند توليد و فرآيند بستهبندي آنها از اهميتي
يكسان برخوردار است و شايد هر دو به يك ميزان مشكل يا ساده باشد.
انـواع آب
ميوهها، انواع پنيرها اعم از پنيرهاي صبحانه و فرآيند شده به واســطــه
پلـيـمــرهــاي انـعــطـافپـذيـر، فيلـمهـا، بستـهبنـدي انعـطـافپـذيـر و
بستهبنديهايي كه ميتوانند ارزان، محافظ، نفوذناپذير باشند.
انواع
محصولات لبني را عرضه ميكنند سادهترين محصول لبني شير شايد در طول ده تا
پانزده سال گذشته روال عرضه سنتي شصت هفتاد ساله شير را، كه شيشه بود منقرض
كردند.
در اين جا يك
سوال پيش ميآيد كه آيا تنوع محصولات است كه باعث تنوع بستهبندي ميشود و يا
تنوع بستهبندي است كه سبب تنوع محصولات غذايي در بازار ميشود؟
براي اين كه
اهميت بستهبندي را تعريف كنيم و بعد سراغ عوامل فني برويم يك مثال ساده در اين
جا بكار ميبرم. تخم مرغ يك محصول غذايي است اما به عنوان يك ماده غذايي، يك
محصول فرآيندشده محسوب نميشود كه به دليل تفاوت در فرايند آن انتخاب شود.
امروز اين روش بستهبندي تخم مرغ است كه براي مشتري امكان انتخاب ايجاد ميكند.
يعني يك بستهبندي قابل حمل كه سادهتر و از استحكام و حفاظت بالاتر برخوردار
باشد ميتواند انگيزه ايجاد بكند كه در انتخاب يك كالا به سمت بستهبندي آن
برويم. اما بحث اصلي ما در حقيقت مهمترين نكات فني در بستهبندي مواد غذايي
است.
مهمترين نكات
فني در انتخاب مواد بستهبندي را با توجه به تنوع محصولات غذايي كه در
بستهبندي است بايد در فاكتورهاي انطباق جستجو كرد كه آنها را در سه گروه
اصلي تعريف ميكنيم. يكي شناخت حساسيتهاي محتواي بستهبندي است. ما به عنوان
دستاندركار صنعت غذا وقتي سراغ بستهبندي ميرويم بايد حساسيتهاي محصول خود
را بدانيم. حساسيت از چه نظر؟ حساسيت مواد غذايي هم در حين توليد هم در حين
نگهداري بايد بررسي شوند. به عنوان مثال شما اگر سراغ محصولات پروتئيني برويد
ميبينيد انواع كنسروها محصولاتي هستند كه افزودني ندارند. بنابر اين
ميبينيم در باره اين محصولات تمام دقت متوجه فرايند توليد است و اهميت
بستهبندي در آنها مطرح نيست.
بلكه
اهميت توليد مطرح است. دستهبندي، فرآيند پخت و ... كه بتواند پس از رفتن محصول
در داخل بستهبندي، ماندگاري آن را تضمين كند. اما محصولات ديگري هم داريم كه
فرايند نگهداري آنها اهميت دارد.
در گـروه
مـحـصـولات پروتئيني وقتي از بخش كنسرو خارج و وارد حوزه سوسيس و كالباس
ميشويم شايد عمليات سورتينگ و توليد با همان اهميت انجام ميشود اما اگر در
داخل تيوب پليآميد و يا در داخل بستهبندي وكيوم اين مـحـصـول را عـرضـه
مـيكـنند به دليل آن است كه در حقيقت حين نگهداري فاكتورهاي ماندگاري اهميت
پيدا ميكنند. اين جا نقش بستهبندي حساستر است. گروهي نيز هستند كه هم فرايند
توليد و هم فرايند نگهداري آنها اهميت دارد. در گروه مواد غذايي مثل شير خشك،
غذاي كودك، انواع سوپهاي آماده را ميتوان مثال زد. يعني هم محيط توليد ايزوله
است، هم دستهبندي با دقت انجام ميشود و هم بستهبندي در بستههاي نفوذناپذير
و قابل تضمين براي عرضه به بازار انجام ميشود.
پس سوال اول
اين است كه اساساٌ محصولي را كه انتخاب ميكنيم براي بستهبندي در كدام گروه
قرار دارد؟ بنابر اين وقتي ما بدانيم كالاي مورد نظر ما در كدام گروه كالا از
نظر حساسيت قرار دارد ميتوانيم آناليز يا ساختار را حدس بزنيم.
يعني
اين كه ما از چه گروهي بايد استفاده كنيم. چرا كيسه شير پليپك 90 ميكرون است؟
چرا پاكت آبميوه سانديس(دويپك) 130 ميكرون است؟ چرا قوطيهاي كنسرو 500 ميكرون
است؟ اين چراها ساختار را تعيين ميكند و به عنوان اولين نكته فني برميگردد
به ”انطباق اوليه“ كه گفته شد. در بستهبندي توزيع هم ضمن انبار و حمل نقل از
انواع كارتنها استفاده ميكنيم كه بعي است از همين حساسيتي كه مطرح شد.
بنابراين هر آناليز و هر تركيبي جهت بستهبندي انتخاب نميشود بلكه
بـسـتـهبندي بهينه مد نظر است. انتخاب صحيح و يا نابجاي اينها جدا از ديد
اقتادي م مياند مثبت باش هم منفي.
د حال حاضر
بسياري از لبنيات با ستهبند معمول و متعارف تتراپك عرضه ميشود. براي محصولي
مثل پنير كه قيمت تمام شده خود ان محصول پايينتر از بستهبندي سنتي قوطي، ورق
و حلب است، تتراپك روش مناسبي است اما روش قـوطي و حلب روش مناسبي نيست. اين
باز ميگردد به شناخت حساسيت و انطباق بستهبندي با محصول.
خيلي
از كالاهاي مورد استفاده ما بدون توجه به اين حساسيت بستهبندي ميشوند. اما
خيلي از محصولات ما نيز اين حساسيت را نداشتند مثل آجيل و خشكبار كه يكي دو
سالي است با شكلي موجهتر بستهبندي ميشوند و رعايت نكته انطبق در حساسيتها
مختلف درك ميشود. شايد اين كالاها در مملكت ما به حدي ارزانتر از همه جاي
دنيا هستند كه بياهميت جلوه ميكنند. در صورتي كه اينطور نيست اين گونه
كالاها بسيار با ارزش و گران هستند و جا دارد كه بيشتر روي آنها فكر شود.
همچنين انتخاب صحيحتري براي آن بشود.
دومين انطباق
يا فاكتور مهم از نظر فني اين است كه خود حساسيت و عوامل تخريب محصول را
بشناسيم. اصولاً فاكتورهاي تخريب مواد غذايي را به دو گروه ميكروارگانيسمي و
غير ميكروارگانيسمي تقسيم ميكنيم. به عنوان مثال اغلب مواد غذايي در حين توليد
حتما بار آلودگي اوليه را دارند و با روشهايي مختلف اين محصول را به حد عاري
از آلودگي ميكروارگانيسمي در حد مجاز ميرسانيم. پس ما بايد براي انتخاب ساختار
بستهبندي نيز حساسيت ماده غذايي به عوامل تخريب را بـشـنــاسـيـم. اگــر
اغلــب مـحصـولات غـذايـي كـه تـوليـد مـيشـونـد بـدون بـار ميكروارگانيسمي
به انتهاي خط توليد ميرسند پس خود بستهبندي هم بايد عاري از بار ارگانيسمي
باشد.
اغلب
محصولات وقتي به اين مرحله ميرسند محصول غذايي فاقد بار ميكروارگانيسمي است
اما لفاف يا ظرف هميشه بار آلودگي ثانويه را با خودش به همراه دارد. در اين حال
روش بستهبندي ما اگر پركني داغ باشد يا استفاده از عوامل افزايشدهنده
ماندگاري يا اگزاست كردن يا هر روش ديگر باشد اين ريسك آلودگي ثانويه را از بين
خواهد برد.
فـاكـتـورهـاي
غـيـرارگـانـيـسـمـي هم مـانند اكسيژن وجود دارد.
بعضي
از مـحـصـولات غذايي بحث روغن و انديس پراكسيد شدن دارند يا بحث ميزان
گـذردهي. همچنين محصولات غذايي كه با رطوبت مسئله دارند. براي مثال خيلي از
فرآوردههاي آردي، نان، كيك و كلوچه بيسكويت ماكاروني ... اينها ميتوانند با
رطوبت آسيب ببينند . بنابر اين اگر ما نرخ عبور يا ميزان گذردهي بستهبندي نان
يا محصولات كشاورزي را نسبت به اكسيژن يا دياكسيد كربن يا ازت بشناسيم
ميتوانيم تضمين كنيم كه براي مثال در بستهبندي مواد غذايي كه حاوي سبزيجات
است (مثل سالاد)
اگر
گاز دياكسيدكربن تزريق كرديم كه بتواند سبزيجات را كه ماده زنده محسوب ميشود
از تنفس باز بدارد و كنترل كند آيا اين بستهبندي مقاومت مورد نظر ما را دارد.
بنابر
اين شناخت ساختار ماده از نظر مواجه با فاكتورهاي تخريب در حقيقت ميشود دومين
عامل مورد نظر ما.
در اين راستا
درون خيلي از بستهبنديهاي مواد گوشتي اگر انعطافپذير باشد نيتروژن(ازت)
تزريق ميكنند. آن جايي كه پروتئينها و روغنها تخريب مـيشـونـد عبور و نفوذ
نسبت به اكسيژن را بايد داشته باشيم. اما در حقيقت مهمترين فاكتوري كه بايد
مورد توجه قرار بگيرد انطباق با استانداردهاي جهاني است. اساساً خيلي از
بستهبنديها ميتوانند مانع خوبي باشند اما آيا اثرات بعدي در اين تماس كامل
يا اين تاثير دو جانبه محصول با بستهبندي و بستهبندي با محصول بررسي شده است؟
در حقيقت خود بحث مواد غذايي در مجامع جهاني خيلي سريع تعقيب ميشود و روشهاي
غير مجاز را از رده خارج ميكنند و سريع استاندارد ميكنند كه ديگر استفاده
نشود، مثلا در مورد رنگها و افزودنيها. اين محدوديت براي بستهبندي و افزودني
رعايت ميشود.
اگر چه عمر
پليمرها و لفافهاي بستهبندي معادل و همسنگ افزودنيها و روشهـاي صنعت غذا
نيست ولي امروزه ميبينيم سازمانهاي نظارتي با همان حساسيت صنعت غذا در حال
تهيه و تنظيم استانداردهاي بستهبندي هستند. در اين مسير خيلي از پلميرها قبل
از رسيدن به مقياس صنعتي در دنيا توفيق عبور از مرحله انتقالي و برزخ را پيدا
نكرده و بازخوردهاي منفي آنها باعث توقفشان ميشود. شايد حالا يكي از پرمسئله
و پردغدغهترين آنها ثئت يا بطري
PET
است كه آرام آرام در همه جاي دنيا در حال منسوخ شدن است. ولي در كشور ما يكي
دو سال است كه استانداردهايش تدوين، تنظيم و بازنگري ميشود.
بنا بر اين ما
شبيه فاكتور دوم انطباق، كه بحث گذردهي
(Permeation)
را
مطرح كرديم اكنون ميخواهيم به مهاجرت
(Migration)
بپردازيم. ما
در شناسايي مواد سمي
(Toxic)
و سموم روشي
داريم به نام 50LD
يا دُز
يا مقدار مصرف يك سم كه ميتواند 50 درصد موشهاي آزمايشگاهي يا موجود زندهاي
كه در آزمايشگاه روي آن تست انجام ميشود را از پا در بياورد. اين ميشود دز
كشندگي آن سم. اين براي بعضي از پليمرها هم تعريف ميشود ولي نه به صورتي كه
در آزمايشگاه بشود آن را شرح و بسط داد. بلكه با هشداري كه در سطح جامعه به آن
ميرسيم. مثلا آمـار سرطان سينه طي سي سال گذشته 7/2 برابر شده است يا متوسط
سن مبتلايان به اين عارضه از 42 سالگي به 31 سالگي كاهش پيدا كرده است. بخش
عمدهاي از آن به موادي كه به طور مستقيم همراه با مواد غذايي وارد بدن ما
ميشوند بازميگردد. از نگهدارندهها
(Preservative)
گرفته تا
انواع مواد سمي
(Toxic)
مانند تترا
اتيل سرب در هوا تا منومر سمي آزاد شده وينيل كلرايد منومر
VCM در
بستهبندي مواد غذايي. در حقيقت اينها همان قسمتي هستند كه بخش عمده نگرانيها
در موضوع انطباق را متوجه خود كردهاند كه ما چه محصولي را كجا بكار ببريم.
خصوصا كه پليمر در بستهبندي پيشتاز است و گرايش به اين فرآيند پيشتاز هم خيلي
جاها متفكرانه نيست.
توسعه امكانات
پليمري خصوصا در كشور ما كه در يكي دو گروه از پليمرها در جايگاه بلندي در
دنيا قرار دارند باعث شده كه ما براحتي از پليمرها در بستهبندي كالاهاي خود
استفاده كنيم يا با خيلي از روشها اين پليمرها و فيلمها پليمري را در كنار
مواد غذايي خودمان بكار ببريم. اساساً يك بستهبندي چندلايه، چندلايه خلق
نشده است. حتما توسط افزودنيها، چسبها، تركيبات پليمري و تركيبات شيميايي به
همديگر چسبيدهاند. حالا اگر ما اين محصول را براي پركني داغ
(Hot Filling)
آبميوه يا سُس
كچاپ استفاده كرديم و يا در مورد پر كردن محيط اسـيـدي يـك نـوشـابـه
بـازخـوردش چـه اسـت؟ و چه اتفاقي خواهد افتاد؟ آن آزمايشگاهي كه اين
50LD
را تشخيص
ميدهد كجاست؟ آن مرجعي كه ميتواند بگويد اين سم پس از چه مدت ميتواند يك
نفر را از پا در بياورد كيست؟
اساسا بدن
انسانها ظرف اين چند ميليون سال كه روي كره زمين زندگي كردهاند طوري عادت كرده
كه به بار آلودگي ميكروارگانيسمي جواب ميدهد. پديدهاي وارد ريه ميشود
سرماخوردگي، اسهال و استفراغ، گاستريت و امثال اينها ايجاد ميشوند. اينها همه
علائم آلودگي به بار ميكروارگانيسمي هستند و از اين طريق ما متوجه وجود مشكل
در بدن خود ميشويم. اما بدن ما ورود بار آلـودگـي شيميـايـي را چـه طـور نشـان
مـيدهـد؟ هشدار يا حد آستانه
(Threshold Value)
كجاست؟ مرجعي
كه ميتواند بگويد اين مسمومكنندگي و اين سم ميتد فرد را در طول چه مدت
زماني از پا در بياورد كجاست؟ چون اين مشخص نيست ميشود مصداق اين ضربالمثل
معمول كه فلاني تا چند وقت پيش سرپا بود اما در عرض يك هفتهاي سرطان گرفت و
كارش تمام شد. نه خير. ايشان در عض يك هفته سرطان نگرفت.
ايشان
ساليان متمادي داشت بنزوات سديم، سـوربـات پتاسيم، انواع نگهدارندهها و انواع
سموم شيميايي را وارد بدن خود ميكرد و يك روزي غدد يا مجاري لنفاي ي هجي
ديگرش در تجمع اين مواديا سموم از حد آستانه گذشت و بدنش ديگر قادر به مقاومت
نبود. بله ظرف يك هفته از پا درآمد!
بنابر ان بخش
سوم كه بخش حسسي هم هست و بشدت مورد علاقه برخي كارشناسان بستهبندي است و
روي آن ارار دارند بحث انطباق در اين قسمت است. يعني شايد ما فاكتور يك و دو
را بشناسيم و يك بستهبندي مناسب انتخاب كنيم.
آقايي كه
ساندويچ عرضه ميكند و براي بستهبندي آن از يك فويل متالايز خيلي شيك استفاده
ميكند او نميداند كه در حقيقت اين فيلم پليمري در محيط خلاء توسط بخار
آلومينيوم بمباران شده و چه از سطح داخلي كه ساندويچ با آن در تماس است و چه از
سطح بيروني كه دست مصرفكننده است در حقيقت اين بار را به مصرفكننده منتقل
ميكند.
آن كسي كه
گوشت را بستهبندي و عرضه ميكند براي اينكه شرينكيج و استرچ مناسبي داشته
باشد از فيلم استرچي استفاده ميكند كه چسبندگي بهتري داشته باشد. او از فيلم
استرچ پيويسي استفاده ميكند. او نميداند كه از اين طريق منومر وينيل كلرايد
را كه يك فاكتور سرطانزا است وارد غذا ميكند.
آن كسي كه در
رستوران غذاي گرم را بستهبندي ميكند و براي اين كه غذا تا زمان مصرف سرد نشود
و بتواند آن را تا درب منزل من و شما بياورد روي آن فويل آلومينيوم ميكشد آگاه
نيست كه يكي از اسيدهايي كه در عمليات آنيلينگ و تبـديـل و نـورد فـويـل
آلـومينيـوم استفـاده مـيشـود اسيـد سيـانيـدريك
(Cyanidric Acid)
است كه براي
فرايندپذير كردن و آنيلينگ سطح فويل به كار ميرود. اين فويل را در تماس مستقيم
با آن گوشت مرغ يا كباب يا آن محصول غذايي كه به مصرف ما ميرسد قرار ميدهند.
كساني كه در
بطري
PET
بويژه وقتي به صورت پركني داغ
(Hot Filling)
محصولي راپر
ميكنند از ميزان استالدئيدي كه آزاد ميشود آگاه نيستند.
در ظروف
EPS
همين ظروف خيلي رايج و معمول و متعارف اگر با اطلاع توليدكننده آن از يك گريد
مواد غذايي استفاده شود كه تحمل حراراتي 80 تا 90 درجه را داشته باشد براي
نوشابهها و يا نوشيدنيهايسرد توصيه ميشود اما وقتي چاي داغ داخل آن ريختيم
چه؟ از آن بدتر داخل آن پيتزا گذاشتيم كه از دماي 180 درجه فر بيرون آمده بود
چه؟ فاكتور انبساط فوم
EPS
همان گاز هگزان است كه در 140درجه آزاد ميشود.
وقتي
فوم در معرض اين دما قرار گرفت و گاز هگزان آزاد كرد چه؟ يا بدتر از آن زماني
كه برنج داغ را در ظرف بسته فوم ميريزند. اين برنجي با دماي 80 يا 90 درجه آب
طبخ شده يا وقتي خورش را كه به دليل ظرفيت بالاي حرارتي روغن ميتواند دماي
140 يا 150 درجه سانتيگراد داشته باشد داخل آن ظرف ميريزند چه اتفاقي خواهد
افتاد؟ اين هگزان آزاد شده وقتي در محيط غذايي ما قرار ميگيرد چه اتفاقي
ميافتد؟
فاكتور سوم
انطباق با استانداردهاي جهاني است. اين اشاره دارد به وجدان كاري كسي كه محصول
را در بستهبندي عرضه ميكند و يا كسي كه محصول بستهبندي شده اين صنعت را
استفاده ميكند. در حقيقت استفادههاي نابجا ناشي از عدم شناخت و نداستن اين
انطباقها و مرزها است. البته اين اتفاق در كشور ما همزمان يا با يك تاخير نه
چندان زياد دارد در حال وقوع است. ولي مجاب كردن صاحبان صنايع خيلي مهم است به
طور معمول و متعارف در صنعت لبينات ورق و ظروف پلياستايرن شايد بالاي 35 تا
40 سال مصرف شده و امروز ديگر براحتي به آن پروانه ساخت نميدهند يا توصيه
ميكنند از پليپروپيلن استفاده شود. زيرا براي افزايش ماندگاري بهتر است و
آسيب كمتري ميبيند. همچنين قابل بازيافت است و روي درب اين ظروف ديگر فويل
آلومينيوم با لاك يا مسائل بحرانزا نميآيد. اين در حال ترويج و توصيه و تذكر
است ولي به هر ترتيب لازم است كه خود گرونده به سمت بستهبندي يعني كسي كه
نوع بستهبندي خود را انتخاب ميكند او هم اين اطلاعات را داشته باشد يا از
مشاوره صحيح استفاده كند.
خوشبختانه با
تدوين ضوابط و استانداردهاي جديد كه قبلاً براي اين گونه بستهبنديها نبود
ميبينيم كه اخيرا با حساسيت بالاتري با اين گونه مواد برخورد ميشود. شايد سي
سال پيش شما اگر يك بسته چيپس تهيه ميكرديد روي خود بسته چيپسي كه داخل يك
پاكت به قول عوام »سلفوني« شفاف ريخته شده بود فـقط يك نام بود و پروانه ساخت
نبود. امروز صنايع مجاب شدهاندكه نه تنها توليدكننده محصول چيپس بايد پروانه
ساخت داشته باشد بلكه توليدكننده لفاف يا آن بستهبندي هم بايد پروانه ساخت
داشته باشد. در حال حاضر فراتر از اين حدود هم ديده شده و خود پتروشيميها كه
توليدكننده اين گرانولها هستند تحت فشار قرار گرفتهاند و بايد حتما ميزان
گريد غذايي
(Food Grade)
محصول را روي
بـسـتـهبـندي آن اعلام كنند. بنابر اين امروز داشتن
Material Safety Data Sheet
يا برگه
اطلاعات اوليهاي كه شما را مطمئن كند اين چيزي كه استفاده ميكنيد با آن چيزي
كه بايد باشد انطباق دارد يا نه و در حقيقت مهمترين بخش انتخاب يك بستهبندي
براي ماده غذايي است.
شايد مدون و
منظم كردن اين حجم بالاي گونههاي پليمر و محصولات پليمري و شيميايي كه به
صنعت بستهبندي عرضه ميشوند كار خيلي سختي باشد زيرا بسياري از اوقات شما
مخلوط يا تركيبي از تمام اين گروهها داريد. يعني اگر بخواهيد پلاستيك پليمر،
فويل، چاپ، رنگ و چسب را همه با هم در يك بستهبندي داشته باشيد درجه آزادي يا
انتخاب شما پاست.
بحث به قدري
حساس است كه امروز شايد عالمترين و كاملترين دارندگان دانش فني و صاحبان
برندهاي بزرگ در اين عرصه تضميني براي اين كه كالايشان در ده سال آينده به
مخاطره و بحث نخورد ارائه نميدهند. شايد بتوان گفت بالاتر از پنجاهسال است كه
استفاده از چسبها در ساخت پليمرهاي پلاستيكي در دنيا متـداول اسـت. در خـود
ايـران شـايـد سـي سـال اسـت كـه صنعـت لايـهگذاري
(Lamination)
انواع
چندلايهها را عرضه ميكند. شايد بيش از ده سال است كه تقريباً ما در
بستهبندي انعطافپذير يا لفافهها وابستگي به خارج از كشور نداريم.
در چنيـن
شرايطي يك مجموعه مانند هنكل
(Henkel)
كه شايد يكي
از برترينهاي صنعت رزين و چسب باشد حدود شش يا هفت ماه پيش تمام مديران ارشد
و در حقيقت تمام صنايع مصرفكننده خود را دعوت كرد و اعلام كرد: »ما متوجه
شديم تمام چسبهايي كه داريم، آمينهاي آزاد دارند و اينها بحث دارد. شايد
اكنون به صراحت نتوان گفت سرطانزا است ولي واقعاً سرطانزا است. بياييد يك
دوره آموزشي را با هزينهخودمان در مركز آموزش هنكل بگذرانيد. توصيه ما اين هست
كه اگر شما كالايي توليد ميكنيد كه محصول چندلايه بستهبندي است و در آن از
اين چسبها استفاده ميكنيد حتماً قبل از مصرف 72 ساعت استفاده نشود.« يعني اگر
من امروز لفافي را توليد كردم، فردا به كارخانه بستهبندي چيپس و پفك و بيسكويت
عرضه نكنم. ضمن اين كه حس خود ما خيلي وقتها به ما ميگويد كه در اين بستهها
را كه باز ميكنيم بويي از چسب استشمام ميشود. مثالي كه زدم درباره محيط خشك و
جامد بود. اگر رفت در يك پاكت آبميوه چه بايد كرد؟ اگر رفت در داخل يك بسته
بيست گرميسُس كچاپ يا سُس مايونز چه بـايـد كـرد؟ بنـابـر ايـن همـزمـان كـه
استـانـداردهـاي غـذايـي اصلاح مـيشوند، استانداردهاي بستهبندي هم در حال
تغيير و تدوين هستند.
دستاندركاران
صنعت بستهبندي حتماً با اين گونه مسائل مواجه بودهاند.
عزيزان
كه در هر صنعتي فعال هستند وقتي با خلاء و كمبودي از اين دست مواجه ميشوند
بايد شخصاً مراجعه كنند و جهت نوع بستهبندي خود درخواست تدوين ضوابط كنند.
امروز استاندارد ما به اين ظرفيت و به اين پذيرش رسيده كه صاحبان صنايع را دعوت
ميكند كه شما يك كالاي جديد عرضه ميكنيد. اين كالا تا به امروز داراي
استاندارد نبوده و كمك كنيد تا استاندارد آن را تدوين كنم. ساساً
سرمايهگذاريهاي با فنآوري جديد از ادوات آزمايشگاهي و سيستمهاي استاندارد و
نظارت يشرفتهتر هستند. دانستنيها و تكنولهايي كه ميآد اغلب بالاست و
خوب است كه دستاندركاران صنايع مدنظر داشته باشند و بيايند براي ايجاد
انباق سوم يا انطباق محصل با بستهبندي، همزمان با وجدان كاري و همزمان با
استانداردهاي بهداشتي قدم پيشبگذارند. اين خوب است كه امروز اخطار در اين
موسسات معنا پيدا كرده است. در اين راستا آمارها متاسفانه آمارهايي نيست كه
نشان دهد اين اتفاقاتي را كه نادانسته از آن عبور كرديم چه پيامدهايي داشته
است. اين آمارها ارائه نميشود. اما كم و بيش همه ما در سطح اجتماع دركي از آن
داريم.
بنـابـر ايـن از صـاحبان صنايع درخواست ميشود هر جا بحث يا احتمال مخاطره است،
هرجا بحث ريسك است، هر جا نقطه مبهمي وجود دارد خود توليدكنندگان مراجعه داشته
باشند و درخواست كنند تا اين انطباق ميسر شود. بواقع اگر ما شناختي از
بستهبندي خود نداريم بهتر است به سمت بستهبنديهاي جديد كه از آنها اطلاعات
كافي نداريم نرويم. امروزه اين توصيه سادهترين نوع محصولات با سادهترين نوع
بستهبندي تا محصولات پيچيدهتر در بستهبنديهاي تلفيقي و تركيبي را شامل
ميشود.