بر روي ميز توليدكنندگان و تجار طرحهاي زيباي
زيادي وجود دارد كه طراحان آنها ميتوانند موفقيت اين طرحها را با
انبوهي از استدلالهاي علمي و آكادميك تضمين كنند. اما موفقيت
بسياري از اين طرحهاي زيبا و علمي! در بازار، مورد ترديد خبرگان
بازاريابي است. واقعيت بازار اين است كه گوش صاحب كالا در خدمت طراح
است اما چشم و ذهن او آمار فروش را دنبال ميكند. آمار فروش كه پايين
بيايد قلب توليدكننده نواخت معمول خود را از دست ميدهد. پس بايد
بستهاي تدارك ببينيم كه آمار فروش را به سمت بالا ببرد. مقدمه آن
ديده شدن است. يعني اين كه بسته ما در ميان ساير بستهها ديده شود.
زيرا پسنديده شدن بعد از ديده شدن به وقوع خواهد پيوست و در اين
مرحله ساير اسباب بزرگي مانند نام نيك، سابقه، ارائه اطلاعات مناسب
و امثال آن تاثير خود را بر روي خريدار خواهند گذاشت. اما چگونه ديده
شويم؟
انسانهاي صالح و سالم در تمام دورههاي تاريخ
ثابت كردهاند كه ميشود در راه راست قدم برداشت و موفق شد. يعني اين
كه درست است كه بايد نظر خريدار را جلب كرد و آمار فروش را بالا برد
اما با انتخاب تاكتيك موثر، بدون دادن تلفات اخلاقي ميتوان صحنه
نبرد را به نفع خود تغيير داد. بديهي است طراحي چنين استراتژيي سخت
است اما ميتوان به پايداري و پويايي آن اميدوار بود.
ملاصدرا ميگويد اگر بخواهيم در حياط خانه خود آبنما يا حوض آبي داشته
باشيم ميتوانيم از دو راه به مقصود خود برسيم. يكي اين كه زمين را گود
كنيم حوضي بسازيم و در آن آب بريزيم. هر وقت آب تمام شد آب بياوريم و در آن
بريزيم. راه ديگر اين كه آن محل را آن قدر گود كنيم تا به آب برسيم و اين
آب دائمي خواهد بود. پس موفقيت پايدار و حقيقي با زحمت و دقت بيشتر قابل
دستيابي است. با اين حال اين واقعيتي است كه در همه عرصهها هميشه راه
حلهاي مقطعي و روزمره وجود دارند كه انسان را از پرداخت عميق به موضوع و
ارائه راهحلهاي پايدار منحرف ميكنند.
حد و مرزهاي جامعه ايراني اسلاميدر دهههاي اخير طراحان ايراني را
واداشته سعي كنند نگاه عميقتري به موضوعات داشته و عناصر تصويري خود را به
دور از موجهاي گذراي جامعه انتخاب كنند. ممنوعيت استفاده ابزاري از بعضي
تضادهاي عرفي كه ميتوانستند چشم را به سرعت متوجه خود كنند طراح ايراني را
به نوعي تفكر درونگرا و فلسفي ميكشاند كه بتواند به جاي استفاده از
مثالها و مصاديق، ريشهها را به كار بگيرد. البته نميتوان گفت نتيجه چنين
وضعيتي كاملا مثبت و موفق بوده است. برعكس به نظر ميآيد به دليل عدم
ارائه مصاديق مناسب از سوي معلمان و تربيتكنندگان، بسياري از طراحان در
برگزيدن نمادهاي تصويري كه بتواند منطق بيننده را به تحسين واداشته و در
بازار رقابتي موفقيتي به دست آورد دچار مشكلات جدي هستند.
بواقع ميتوان گفت طراحان تجاري بخصوص طراحان گرافيك بستهبندي بسيار تنها
و محدود هستند و رقابت آنها با رقباي خارجي در شرايطي نابرابر صورت
ميگيرد. چاره كار برداشتن حد و مرزها نيست زيرا همان طور كه در بالا
اشاره شد تاريخ بشريت نمونههاي زيادي از افراد موفقي دارد كه مرزهاي
اخلاقي را پاس داشتهاند. اما هنوز زيباييهاي مجاز و منطقپسند در چالش
جهل ناشي از سوءتفاهم و يا سليقههاي خاص گرفتار هستند. تا همين چند سال
پيش بود كه بسياري از سازمانهاي دولتي از بكارگيري نمادهاي هخامنشي و تخت
جمشيد پرهيز ميكردند. در حالي كه امروز چنين نيست. شايد نمادها و مصاديق
بسيار ديگري نيز وجود داشته باشند كه در صورت كشف دوباره آنها هم به كار
خواص بيايند و هم به كار عوام.
بستهبندي كالاي ايراني در صورتي كه نام و نشاني از ايران داشته باشد و به
شكلي مظهري شايسته از مظاهر فرهنگ و تمدن ايران را با خود به ميان مردم
جهان ببرد به راحتي سفير ايران خواهد بود. عكس اين موضوع نيز صادق است.
تكرار هر يك از اين دو حالت مردم يا بازارهاي خارج از ايران را ناخودآگاه
طوري تربيت خواهد كرد كه همواره برداشت مشخصي از ايران و ايراني داشته
باشند. همان طور كه مردم دنيا تصورات خاصي درباره آمريكايي، چيني، هندي،
لاتين، آفريقايي، عرب و ملل ديگر دارند. بستهبندي كالاي ايراني
ناخودآگاه و به طور غيرمستقيم معرف وجدان، منش، مديريت و سليقه ايراني است.
ما در دوراني خاص زندگي ميكنيم. در اين دوران نام ايران بيش از هر زمان
ديگر در رسانههاي جهاني مطرح ميشود. اما همه بايد بپذيريم كه بسياري از
مواقع رسانههاي انبوه آن طور كه شايسته ايران و ايراني است اطلاعرساني
نميكنند. گاهي نيز به طور كلي تصويري متفاوت از ايران ارائه ميشود. اصرار
بر اين كه پاسخ همه سوءتفاهمات در رسانهها و مجامع بينالمللي داده شود
نتيجه را به نفع ايران تغيير نخواهد داد. زيرا تجربه نشان داده رسانههاي
جهاني بيشترين انرژي را در مسير ايجاد شبهه و ترديد به كار ميبرند و
كمترين انرژي را براي پاسخ آن.
جدا از فرهنگ عملي ايرانيان در خارج از كشور سفيران غيرسياسي كه همان
كالاهاي ايراني هستند ميتوانند نمونه خوبي از همه تواناييها و نكات مثبت
ايران باشند كه در ميان دستان مردم جهان قرار گرفته و به آنها ميآموزند كه
با ايران به روشهاي ديگر نيز ميتوان آشنا شد.