دانش توانايي
ميآورد.توانايي را امروز با پول و قدرت و اعتبار و خلاصه هر چيزي كه براحتي به
دست نيايد معني ميكنند. درست است كه در اين روزگار ممكن است به افرادي برخورد
كنيم كه كودن، خسيس، خنگ و ترسو باشند و بعضي از موارد توانايي را كه در بالا
اشاره شد در اختيار داشتهباشند و همين امكانات مردم را به اشتباه اندازد كه
اين توانايي از دانايي بوده است. اما آن توانايي كه از آن صحبت ميشود خلاقيت و
نوآوري است.
چنين توانايي تنها در گرو
دانش و شعور است. خداوند از همه داناتر است پس از همه تواناتر هم هست.
در صنعت ما يعني صنعت
بستهبندي و صنايع جانبي آن، توانايي از اهميت زيـادي بـرخوردار است. زيرا ذات
اين صنعت برپايه سفارش است. هر شخص حـقـيـقـي يـا حـقـوقـي كـه بـخـواهد در
صنعت بستهبندي ماندگار باشد بايد از انـعـطـافپـذيـري و هـمـاهنگي بالايي
برخوردار باشد. شكل و نوع سفارشات و درخواستهاي بازار ماه به ماه تغيير ميكند.
صنعت بستهبندي صنعتي ثابت نيست و مدام در حال تغيير مكان و جهت است.
انـعـطافپذيري و هماهنگي
نياز به توانايي بالا دارد. متاسفانه توانايي در صنعت بستهبندي ما بيشتر از
جنس پرورش اندام است و بيشتر در حجم و عرض و طول نماد پيدا ميكند. چنين
توانايي، انعطافپذيري به دنبال ندارد.
بيشك براي هماهنگ بودن و
انعطافپذيري نياز به دانايي است. اين دانايي كه من آن را دانش معني ميكنم
حلقه گمشده بسياري از صنايع كشور است. اما يك بار ديگر تصريح ميكنم بسياري از
صنايع براي بقا و توانمندي خود نياز به تحرك زيادي ندارند. در حالي كه تكرار در
صنعت بستهبندي به معناي توقف، جا ماندن و حذف از بازار است.
من خود اهل توقف و تكرار
نيستم شايد دليل اين كه با موضوع بستهبندي ميانه خوبي داشتهو در آن فعاليت
ميكنم همين باشد. امكان ندارد بتوانيم ادعا كـنـيم در صـنـعـت بـستهبندي
جايگاهي داريم اما پيوسته نگران نادانستهها و عقبماندگيهايمان نباشيم.
البتهبسياري اين را در تجهيزات و حجم توليد معني ميكنند. نتيجه آن هم همين
ميشود كه هر كاري ميكنيم باز احساس ميشود كار كامل نبوده و شبيه نمونههاي
كشورهاي پيشرفتهنيست.
يـك مـثال ميزنم. بسياري
در ايران هستند كه براي نفوذناپذير كردن از ضخامت و مواد بيشتر استفاده
ميكنند. اين درست مانند همان افزايش حجم عضلات است. يا همين مشكل سخت باز شدن
دربندي بسياري از محصولات داخلي. همين جا توقف كنيم. در اين جا توليدكننده بيش
از آن كه به دنبال آسايش و راحتي مصرفكننده باشد در پي رفع مسئوليت از خود و
كالايش است.
يعني اين كه يك كودك، يك
كهنسال، يك معلول جسمي حركتي اگر نتواند در فلان ماست يا پنير را باز كند براي
ايشان اصلا مهم نيست. همه اين افرادي كه نام بردم در نهايت مجبور خواهند شد از
يك وسيله تيز براي باز كردن بستهاستفاده كنند كه در واقع همين افراد هستند كه
نبايد از آن وسيله استفاده كنند.
همه اين مشكلات از كمبود
دانش است. به دليل آن كه ما خود را بينياز از آموختن ميبينيم. اصولا جامعهاي
كه در آن دانش با مدرك سنجيده شود مانند عضلهاي است كه با قرص و آمپول رشد
كردهباشد. زيرا مدرك موجب خلاقيت نمـيشـود. دوستي ميگفت بارها در آلمان
ديدهام كه فردي با مدركي در حد دبيـرستـان بـر مهنـدسـان دانشگـاهديده مديريت
كرده و جالب است كه نه آن مهندسان احساس حقارت و كمبود كردهاند و نه آن مدير
ماهر به دنبال مدرك بوده است. پس منظور من از دانش، مدرك دانشگاهي نيست.
بستـهبنـدي خـود شـاهـد
ايـن ادعـا اسـت. زيرا از بين انبوه كارشناسان و باتجربههاي بستهبندي در جهان
بندرت ميتوان افرادي را پيدا كرد كه مدرك دانشگاهي بستهبندي داشتهباشند.
متاسفانه معضل عدم نياز به
شاگردي و پرسيدن، در همه سطوح جامعه رسوخ كرده است و اين مسئله در خصوص
بستهبندي كه هيچ حد و مرز مشخصي ندارد و برايش مقطع و مدرك تعريف نشده شدت
بيشتري دارد.
نمونه آن، مراكز مختلف
آموزشي دولتي هستند كه با وجود داشتن برنامه و سازماندهياز توجه به آموزش
بستهبندي طفره ميروند.
بستهبندي حلقه
تكميلكننده بخش صنعت و بازرگاني است. با اين حال مراكز آموزشي مربوطه بويژه در
خارج از تهران آن را مسئلهاي فرعي ميپندارند.
بسيـاري از ايـن سازمانها
در خصوص آموزشهاي بستهبندي دوگانه عمل ميكنند. بعضي اصولا اهتماميبه
بالابردن دانش بستهبندي در بين اهالي صنعت و تجـارت و كشـاورزي نـدارند. برخي
ديگر آن قر اي دانش را سهل وآسان و خـودشـان را متخصـص مـيبيننـد كـه خـود
دسـتبـهكار آموزش بستهبندي اما متـاسفانه به صورت غير استاندارد ميشوند.
شايد بتوان گفت در بيشتر موارد مطالب آن قدر بد و يا تكرار است كه نطفه
آموزش بستهبندي در همان دوره اول كور ميشود و كسي تمايل به ادامه آن نخواهد
داشت.
در واقـع بسيـاري از
آمـوزشهـاي غيـر استـانـدارد و سمينارهاي بستهبندي چهرهاي منفعل و بيفايده
يا شعارگونه از بستهبندي ارائه ميدهند.
به نظر ميآيد تا زماني كه
دستاندركاران بستهبندي در كنار فعاليتهاي صنفي خود جايگاهي را براي كسب
اطلاعات و دانش فني در نظر نگيرند آن هماهنگي عمليـات ايـدهآل كـه در
پـروژههـاي بستهبندي موفق جهاني ديده ميشود در پروژههاي داخلي نهادينه و
پايدار نخواهد شد.
بسياري از افراد مرتبط با
صنايع بستهبندي و تاثيرگذار در آن، نشريات و اخبار مربوط به اين صنعت را به
انتخاب خود مطالعه نميكنند. بلكه حواسشان متوجه اخباري است كه بيشتر به صورت
شنيداري و هدفمند به ايشان ميرسد.
گام اول در دانستن و افزايش دانايي، جست و جو است. براي كسب اخبار بايد
خودمان به دنبال اطلاعات باشيم. اين از آن عادات نيك است كه هر كسي به دنبال آن
ميرود از آن دست بر نخواهد داشت. اين نوع دانشافزايي و دانشجويي، يعني جست و
جوي خبر، از همان جنس دانايي است كه انسان را توانا ميكند.